الشيخ أبو الفتوح الرازي

187

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قوله تعالى : * ( الم ، أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ) * ، قتاده گفت و شعبى كه : اين آيت در گروهى آمد كه از مكّه بيرون آمدند تا هجرت كنند ، مشركان پيش آمدند ايشان را ( 1 ) ، باز گشتند و با مكّه شدند ، اين آيت فرود آمد در ايشان ، چون بشنيدند بيرون آمدند و با مشركان بر آويختند ، گروهى را بكشتند و گروهى بجستند و به مدينه شدند . ابن جريج و ابن عمير گفتند : آيت در عمّار ياسر آمد ( 2 ) ، چون مشركان او را به مكّه عذاب كردند و او بر آن صبر كرد . مقاتل گفت : آيت در ( 3 ) مردى آمد نام او مهجع ، او را روز بدر بكشتند ، مادر و پدر او بر او جزع كردند ، خداى تعالى اين آيات ( 4 ) فرستاد ، و رسول - عليه السّلام - گفت : او اوّل كسى باشد از شهيدان بدر كه او را با در ( 5 ) بهشت خوانند . قوله : * ( الم ) * ، بيان كرديم اين كلمه را در اوّل سورة البقرة * ( أَ حَسِبَ النَّاسُ ) * ( 6 ) * ( ) * ، استفهام است و معنى تقريع ، گفت : مردمان مىپندارند كه ايشان را رها خواهند كردن به آن كه ايشان گويند از سر زبان كه : ما ايمان آورديم ، و ايشان را امتحان نكنند ؟ يعنى نباشد چنين ، بل هر كه اين دعوى كند او را امتحان كنند . و قوله : * ( أَنْ يُتْرَكُوا ) * ، محلّ او نصب است به « حسب » كه مفعول اوست ، و قوله : * ( أَنْ يَقُولُوا ) * ، در او دو [ 197 - پ ] قول گفتند : يكى آن كه محلّ او جرّ است بنزع الخافض ، و التقدير : يتركوا بان يقولوا ، و دوم آن كه : نصب است على تكرار الفعل ، و التّقدير : أ حسبوا ان يقولوا . و قوله : * ( وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ) * ، « واو » حال راست ، و اين جمله در محلّ نصب است به مفعول دوم « احسب » . آنگه گفت : * ( وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * ، ما امتحان كرديم آنان را كه پيش ايشان بودند ( 7 ) ، كه كار ما ( 8 ) در تكليف اين است ، و تكليف صورت امتحان دارد ، و

--> ( 1 ) . آج ، لب : ندارد . ( 2 ) . مش كه . ( 3 ) . آب ، آز شأن . ( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : آيت . ( 5 ) . آج ، لب : ندارد ، كا : به در . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها صورت . ( 7 ) . اساس : بوديم ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : چه كار ما .